جرايم عليه اشخاص (1): جرايم عليه تماميت جسماني
اين حسين كيست خدا يا كه خدايي ميكند غم عشقش همه را كرببلايي ميكند
اوخدا نيست ولي كار خدايي مي كند از همه دل مي ستاند دلر بايي مي كند
جرايم عليه اشخاص : به طور كلي در حقوق كيفري اختصاصي، هر جرمي به صورت جداگانه تعريف و عناصر و شرايط تشكيل دهنده آن بررسي مي شود كه اين امر سبب تمييز و تفكيك جرايم از يكديگر مي شود. حقوق دانان غالبا در تقسيم بندي هاي خود از جرايم، به آثار زيان بار فعل مجرمانه توجه كرده، جرايمي را كه خسارات حاصل از آن ها به طور كلي داراي جهت مشتركي است، در يك گروه جاي داده اند. به عنوان مثال، جرايم سرقت، كلاهبرداري، خيانت در امانت و ... را كه همگي تعرض به اموال و مالكيت است، در يك طبقه با عنوان جرايم عليه اموال و مالكيت مورد بحث و بررسي قرار مي دهند. جرايمي از قبيل قتل را به عنوان جرايم عليه اشخاص و جرايم ديگري مانند: جعل، جاسوسي، و ... را تحت عنوان جرايم عليه امنيت و آسايش عمومي قرار داده اند.[1] جرايم عليه اشخاص بخشي از حقوق كيفري اختصاصي است كه در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي، به عنوان حقوق كيفري اختصاصي 1 تدريس مي شود.
تقسيم بندي مباحث : جرايم عليه اشخاص، بر خلاف جرايم عليه اموال و جرايم عليه امنيت، به جرايمي كه بر ضد خود شخص و فردي است كه جامعه را تشكيل مي دهد؛ مي پردازد. از آن جا كه هر شخصي داراي دو بعد مادي و معنوي، يا جسماني و رواني است، جرايم عليه نيز به دو بخش عمده تقسيم شده است.[2]
بخش اول: جرايم عليه تماميت جسماني
جرايم عليه تماميت جسماني اشخاص كه در فقه جزايي به عنوان « جنايات» مورد بحث قرار گرفته است؛ از مهمترين جرائمي است كه حق حيات آدمي و اصل مصونيت از تعدي و تعرض را هدف قرار داده و همواره در قوانين جزايي شديد ترين واكنش كيفري را براي آن پيش بيني شده است.
ايراد صدمات بدني گاه منتهي به حدوث مرگ (قتل) كه سنگين ترين نتيجه مجرمانه است، مي شود. گاه نيز نتايج خفيف تري را به صورت قطع يا نقص عضو و زايل شدن منافع آن است،تحت عنوان جنايت بر اطراف، در پي دارد. جنايت در لسان اغلب فقها به سه بخش تقسيم شده است. اما ايشان ضمن مباحث مختلف در ابواب مربوطه، انواع ديگري از جنايت را يادآور شده اند. با عنايت بر اقوال ايشان، مجموعه جنايات مذبور در گروه هاي زير بررسي شده است: 1. جنايت عمد 2. شبه عمد 3. خطايي محض 4. در حكم شبه عمد 5. در حكم خطايي محض. قانون مجازات اسلامي نيز به تبعيت از فقه به صورت پراكنده اين اقسام را بيان داشته است.[3]منابع حقوقي جنايات عليه تماميت جسماني را در دو گروه عمده جاي داده و مورد بحث قرار داده اند:
الف – جنايات عمدي :جنايات عمدي آن دسته از جرايم عمدي است كه بر ضد شخص واقع مي شود. اين جنايات بر دو قسم است:
اول- اقسام جنايت عمدي:
1. جنايت بر نفس (قتل عمد):[4] قانون مجازات اسلامي بدون تعريف جامع و مانع از قتل عمد، در ماده 206 به شرح مصاديق قتل عمد مي پردازد: قتل در موارد زير عمدي است:
الف- مواردي كه قاتل با انجام كاري قصد كشتن شخص معين يا فرد يا افرادي غير معين از يك جمع را دارد،خواه آن كار نوعا كشنده باشد،خواه نباشد، ولي در عمل سبب قتل شود.
ب- مواردي كه قاتل عمدا كاري انجام دهد كه نوعا كشنده باشد، هر چند قصد كشتن را نداشته باشد.
ج- مواردي كه قاتل قصد كشتن را ندارد و كاري را كه انجام مي دهد، نوعا كشنده نيست. ولي نسبت به طرف بر اثر بيماري يا پيري يا ناتواني يا كودكي و امثال آن ها نوعا كشنده باشد و قاتل نيز به آن آگاه باشد.
2. جنايت بر اعضا :ماده 271 قانون مجازات اسلامي مشابه ماده 206 مصاديق جنايت عمدي بر اعضا را بيان داشته است.[5]
دوم- اركان جنايت عمدي:سه ركن دارد
۱-ركن مادي جنايات عمدي:[6] ركن مادي جنايات عمدي وجود شخص زنده، محقون الدم بودن او (م 226 ق.م.ا.)، فعليت يافتن قصد ارتكاب جرم به صورت مباشرت يا تسبيب عمدي و وقوع نتيجه(مرگ) و وجود رابطه استناد است.
۲-ركن رواني جنايات عمدي: عمد يا قصد جزائي عبارت است از انصراف ارادي جاني به وقوع فعل و عنوان مجرمانه با علم به ممنوعيت آن. لذا ركن رواني متشكل از عمد در فعل و عمد در نتيجه است.
سوم- مجازات جنايات عمدي:حكم اولي در مجازات مرتكب جنايت عمدي قصاص است. شرايط ثبوت
قصاص عبارتست از:
۱تساوي در دين ( منطوق و مفهوم مواد 207 ، 209 و 210 ق.م.ا.)
۲تساوي در عقل ( م222)
۳ انتفاء ابوّت
چهارم-شرايط اجراي قصاص: نيز عبارتند از: تقاضاي اولياء دم، اذن ولي امر، اذن ولي دم، پرداخت ديه مازاد بر استحقاق و ممنوعيت ايذاء جاني. البته قصاص عضو داراي شرايط ويژهي ديگري است كه عبارتست از: تساوي اعضا در سالم بودن (م274)، تساوي در اصلي بودن (م 293)، تساوي در محل جنايت (م 275)، تساوي در جنايت (م 276)، عدم تغرير ( مواد 277 و 281).
ب- جنايات غير عمدي :جنايات غير عمدي اعم از قتل و جنايات مادون نفس، به چهار صورت واقع مي شود:
نويسنده: محمد حسين طارمي
برچسب: ،
ادامه مطلب




