تبليغات تبليغات .

تبليغات

تشابه ها وتفاوتهاي حقوق جزاي اسلامي و جزاي غربي(3)اصول‌ حقوق‌جزا :

اصـــــول‌ حقـــــو ق ‌جــــــــز ا

در حالي‌ كه‌ قوانين‌ جزاي‌ اسلامي‌ و غربي‌ از جهت‌ منابع‌ واصول‌ وجودي‌شان‌ تفاوتهاي‌ اساسي‌دارند - و اين‌ نيز به‌ دليل‌ تعلق‌ هر يك‌ از آنها به‌ يك‌ دورة‌ خاص‌ پيشرفت‌ تاريخي‌ است‌-، اما مي‌توان‌در اصول‌ جزاي‌ عمومي‌ آنها خطوط‌ پيوندي‌ رسم‌ كرد:

1.اصل‌ قانوني‌ بودن‌ Gesetzlichkeitsprinzip از ديد برخي‌ از حقوقدانان‌اسلامي‌، اين‌ اصل‌كاملاً معتبر است‌، زيرا حتي‌ در زمينه‌هايي‌ - يعني‌ در جرايم‌ تعزيري‌ - كه‌ قاضي‌ بيشترين‌ آزادي‌ درسنجش‌ فعل‌ مجرم‌ و مجازات‌ آن‌ را دارد، باز بايد مطابق‌ معمول‌ رابطة‌ فعل‌ تعزيرآور با ادلّة‌ شرعي‌تعزيرات‌، حداقل‌ به‌ طور شكلي‌ و در قالب‌ احكام‌ كلي‌ فقهي‌ برقرار باشد.

     البته‌، برخي‌ از حقوقدانان‌ نيز معتقدند كه‌ حقوق‌ جزاي‌اسلامي‌، اصل‌ قانوني‌ بودن‌ را كلاً به‌رسميت‌ نمي‌شناسد، يا اينكه‌ دست‌ كم‌ در مفهوم‌ غربي‌ آن‌ نمي‌پذيرد.در اعمال‌ جزايي‌ سنگين‌؛ يعني‌حدود، كه‌ به‌ عنوان‌ نقض‌ حق‌الله‌ در آيات‌، اخبار مقدس‌ وتفاسير آنها به‌ طور واضح‌ شمرده‌ شده‌اند،اجازة‌ قياس‌ داده‌ شده‌ است‌ تا براي‌ مواردي‌ كه‌ صراحتاً حكم‌ آنها مشخص‌ نيست‌ - مثل‌ وطي‌ بهايم‌- حكم‌ داده‌ شود.
براي‌ مثال‌، در اينجا وطي‌ بهايم‌ را با تعريف‌ زنا قياس‌ مي‌كنند، و براي‌ آن‌ مجازات‌سنگسار در نظر مي‌گيرند.

          آشكارترين‌ تفاوت‌ با مفهوم‌ غربي‌ اصل‌ قانوني‌ بودن‌ در قلمرو تعزيرات‌،به‌ تعداد اعمال‌ زيادي‌ برمي‌گردد كه‌ در قرآن‌ و سنت‌ به‌ عنوان‌ يك‌ عمل‌ قابل‌ مجازات‌ از آنها ذكري‌نرفته‌ است‌، اما براساس‌ عرف‌ و سنن‌ يك‌ جامعه‌، ارتكاب‌ آنها ممنوع‌ است‌.

          حال‌ دراين‌ طيف‌ وسيع‌، اگرتشخيص‌ عمل‌ مجرمانه‌ و نوع‌ و ميزان‌ مجازات‌ را كلاً به‌ اختيار دادگاه‌ بگذاريم‌ - آن‌ طور كه‌چارچوبهاي‌ عمومي‌ شرعي‌ مي‌گويند-، اصل‌ قانوني‌ بودن‌ مخدوش‌ مي‌شود.

     حتي‌ تأكيد براين‌ قاعده‌كه‌ مجازاتهاي‌ تعزيري‌ بايد مادون‌ حد باشند، باز كافي‌ نيست‌.امروزه‌ در قوانين‌ جزايي‌ بسياري‌ از كشورهاي‌ مسلمانان‌ همچون‌ مصر، اصل‌ قانوني‌ بودن‌ درمفهوم‌ غربي‌ آن‌ كاملاً پذيرفته‌ شده‌ است‌.اصل‌ قانوني‌ بودن‌ در مفهوم‌ امروزي‌ آن‌ به‌ معناي‌ اصل‌ معين‌ بودن‌ جرم‌ و مجازات‌ و منع‌ قياس‌،يكي‌ از نتايج‌ عصر روشنگري‌ است‌.

       پيش‌ از آن‌ در اروپا، قانوني‌ بودن‌ را همچون‌ حقوق‌ اسلامي‌، فقط‌در محدود كردن‌ قانوني‌ مجازاتهاي‌ سنگين‌ مي‌دانستند، ولي‌ در مجازاتهاي‌ مدني‌ (زندان‌ و جريمه‌) ودر جرايم‌ كوچك‌، قياس‌ ممنوع‌ نبود و محاكمه‌ برطبق‌ نظرية‌ حقوقدانان‌ انجام‌ مي‌گرفت‌.
حتي‌ همين‌سهم‌ كم‌ امنيت‌ قضايي‌ نيز بعد در ضمن‌ توسعة‌ حقوق‌ مشترك‌ اروپايي‌ و به‌ دليل‌ گسترش‌ خودكامانة‌قلمرو اعمال‌ قابل‌ مجازات‌ از بين‌ رفت‌.براي‌ نخستين‌ بار در قانون‌ اساسي‌ آمريكا در قرن‌ هجدهم‌،اصل‌ قانوني‌ بودن‌ براساس‌ مفاهيم‌ عصر روشنگري‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌ شد.

        از اين‌ نكته‌ مي‌توان‌دريافت‌ كه‌ تفاوت‌ ميان‌ حقوق‌ جزاي‌اسلامي‌ و غربي‌ از آنجا ناشي‌ مي‌شود، كه‌ اين‌ دونظام‌ در سطوح‌متفاوتي‌ از توسعة‌ تاريخي‌ قرار مي‌گيرند.

2.اصل‌ عطف‌ بماسبق‌ نشدن‌Rدckwir***gsverbot
اصل‌ عطف‌ بما سبق‌ نشدن‌، از قوانين‌جزايي‌ است‌.در حقوق‌اسلامي‌ اين‌ اصل‌ دليل‌ قرآني‌ دارد و از آنجا كه‌ اصل‌ برآگاهي‌ مسلمانان‌ از احكام‌قرآني‌ است‌، لذا اعتبار اين‌ اصل‌ در مفهوم‌ امروزي‌ آن‌ بيشتر به‌ جرايم‌ تعزيري‌ برمي‌گردد.

         در اين‌جرايم‌، رفتاري‌ كه‌ تاكنون‌ براي‌ آن‌ مجازات‌ تعيين‌ نشده‌ است‌، فقط‌ هنگامي‌ مي‌تواند مورد تعقيب‌قرار گيرد كه‌ قبلاً اعلام‌ شده‌ باشد.در احكام‌ اسلامي‌ بجز اعمال‌ ممنوعه‌ (محرمات‌)، گروه‌ ديگري‌ ازاعمال‌ (مكروهات‌) نيز وجود دارند كه‌ اگرچه‌ ارتكاب‌ آنها حرام‌ نيست‌، ولي‌ توصيه‌ به‌ ترك‌ آنها شده‌است‌.

       اين‌ دسته‌ احكام‌ نيز در صورتي‌ كه‌ رسماً جرم‌ اعلام‌ نشده‌ باشد، قابل‌ تعقيب‌ نيستند.اصل‌ عطف‌ بماسبق‌ نشدن‌ قوانين‌ جزايي‌ مشدد، در حقوق‌اسلامي‌ از نظام‌جزايي‌ غربي‌ پرسابقه‌تراست‌.نظام‌ جزايي‌ غربي‌ تقريباً از قرن‌ هفدهم‌ و به‌ واسطة‌ انضمام‌ به‌ منابع‌ ايتاليايي‌ و رومي‌، به‌ طوركامل‌ آن‌ را پذيرفت‌.

       اينكه‌ در حوزة‌ حقوق‌ سنتي‌ اسلامي‌ وجود يك‌ «انذار كلي‌»، براي‌ رعايت‌ اصل‌ عطف‌ بماسبق‌نشدن‌ كافي‌ شمرده‌ مي‌شود، تعجب‌آور نيست‌، زيرا كه‌ اين‌ از ويژگيهاي‌ نظامهاي‌ سنتي‌ حقوقي‌ است‌.و اين‌ گونه‌ اصول‌، فقط‌ از طريق‌ تفسير تدريجي‌ مفاهيم‌ سنتي‌ تكامل‌ مي‌يابند.

3.تفاوت‌ ميان‌ اعمال‌ كيفري‌ در داخل‌ وخارج‌ قلمرو اسلامي‌: باوجودي‌ كه‌ حقوق‌ جزاي‌ اسلامي‌ ازلحاظ‌ تئوريك‌ به‌ عنوان‌ يك‌ حقوق‌الهي‌ مدعي‌ برخورداري‌ از موجوديتي‌ جهانشمول‌ است‌، اما درعمل‌ بين‌ اعمال‌ كيفري‌ واقع‌ شده‌ در سرزمين‌ اسلامي‌ و اعمال‌ كيفري‌ كه‌ محل‌ وقوع‌ آنها خارج‌ ازقلمرو اسلامي‌ است‌، تفاوت‌ قايل‌ شده‌ است‌.

        در اين‌ رابطه‌، حقوق‌ جزاي‌ اسلامي‌ نيز همچون‌ نظام‌ حقوق‌ جزاي‌ غربي‌، اعتبار قوانين‌ جزايي‌ رامحدود به‌ قلمرو سرزمين‌ مي‌داند.در قلمرو حكومت‌اسلامي‌، حقوق‌ جزاي‌اسلامي‌ تمام‌ اتباع‌ آن‌كشور، از جمله‌ غير مسلمانان‌ را شامل‌ مي‌شود، و دربارة‌ اتباع‌ خارجي‌، محدود به‌ آن‌ دسته‌ از اعمال‌كيفري‌ است‌ كه‌ مخل‌ّ نظم‌ عمومي‌ در مفهوم‌ اسلامي‌ آن‌ باشد.

        براي‌ مثال‌، مصرف‌ علني‌ مشروبات‌الكلي‌ براي‌ خارجياني‌ كه‌ مقيم‌ آن‌ كشور نيستند و در آنجا سكونت‌ دايم‌ ندارند، ممنوع‌ و حدآور است‌.نمونة‌ واقعي‌ اين‌ مسئله‌، در كشور عربستان‌ مشاهده‌ مي‌شود.

        دولت‌ اسلامي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ دولت‌ محلي‌ از جامعة‌ معتقدان‌ به‌ دين‌ حمايت‌ مي‌كند، تكاليف‌ افرادرا به‌ مثابه‌ حقوق‌ ديني‌ آنان‌ مد نظر قرار مي‌دهد، و از خارجيان‌ و همة‌ كساني‌ كه‌ مذهب‌ غيراسلامي‌دارند، مي‌خواهد كه‌ ظاهر دستورها و قوانين‌ مذهبي‌ كشور محل‌ اقامتشان‌ را رعايت‌ كنند.در اين‌موضوع‌، هيچ‌ تفاوتي‌ بين‌ دو نظام‌اسلامي‌ و غربي‌ وجود ندارد.

        در غرب‌ نيز قوانين‌ جزايي‌ كشور، چه‌ ازنوع‌ سياسي‌ و چه‌ اخلاقي‌، دربارة‌ خارجيان‌ مقيم‌ اجرا مي‌شود؛ حتي‌ اگر اين‌ قوانين‌ با قوانين‌ كشورمتبوع‌ آنان‌ هيچ‌ مطابقتي‌ نداشته‌ باشد.

        4.شرايط‌ مسئوليت‌ كيفري‌: شرايط‌ مسئوليت‌ كيفري‌ ميان‌ حقوق‌جزاي‌ اسلامي‌ و غربي‌، پلي‌ارتباطي‌ پديد مي‌آورد.در فلسفة‌ حقوق‌ اسلامي‌، يك‌ تئوري‌ عام‌ مسئوليت‌ كيفري‌ وجود ندارد، اماعناصر اصلي‌ چنين‌ تئوري‌ در دسترس‌ است‌ و بسادگي‌ مي‌توان‌ از مجموع‌ آنها تركيبي‌ كامل‌ درست‌كرد،
        بويژه‌ از آنجا كه‌ اجزاي‌ تشكيل‌ دهندة‌ حقوق‌اسلامي‌ كاملاً جنبة‌ اخلاقي‌ دارند و صفات‌: عدالت‌،احسان‌ و رحمت‌ كه‌ از صفات‌ خداوندند، زمينة‌ اصلي‌ را براي‌ عرضة‌ چنين‌ تئوريي‌ ارائه‌ مي‌دهند. برخورداري‌ از عقل‌ سالم‌، يكي‌ از شرايط‌ مسئوليت‌ در حقوق‌ جزاي‌ اسلامي‌ است‌.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۴۱ توسط:سئو چت روم موضوع:

تشابه ها وتفاوتهاي حقوق جزاي اسلامي و جزاي غربي(2) منابع‌ و ماهيت‌:

حقوق‌اسلامي‌ وغربي‌ از نظر منابع‌ حقوقي‌ و ماهيت‌ نظام‌ جزايي‌، تفاوتهاي‌ اساسي‌ دارند:

1.قرآن‌ عاليترين‌ منبع‌ حقوق‌جزاي‌ اسلامي‌ است‌، كه‌ محتواي‌ آن‌ مطابق‌ تعاليم‌ دين‌اسلام‌ ازسوي‌ خدا و به‌ واسطة‌ فرشته‌اي‌ به‌ نام‌ جبرئيل‌ در فاصلة‌ بين‌ سالهاي‌ 610م‌ تا 632م‌ بتدريج‌ نازل‌شده‌، و به‌ همين‌ دليل‌ معتبر و غيرقابل‌ تغيير است‌.

قرآن‌ كتاب‌ قانون‌ است‌، اما نه‌ اينكه‌ محدود به‌زمينة‌ خاصي‌ از زندگي‌ باشد، بلكه‌ شامل‌ قواعد رفتاري‌، اعتقادي‌ و دستورهاي‌ حقوقي‌ به‌ صورتهاي‌مختلف‌ است‌ و به‌ زندگي‌ دنيوي‌ واخروي‌ مسلمانان‌ در خانواده‌، گروه‌ و اجتماع‌ نظم‌ مي‌بخشد.

قرآن‌ ازپاداش‌ و كيفر اعمال‌ در جهان‌ آخرت‌ نيز خبر مي‌دهد.

منبع‌ حقوقي‌ ديگر اسلام‌ كه‌ پس‌ از قرآن‌ در مقام‌ دوم‌ قرار دارد، سنت‌ است‌.

سنّت‌، مجموع‌:گفتارها، تقريرات‌ (اعلام‌ رضايت‌ پيامبر بر رفتار ديگري‌ از طريق‌ سكوت‌) و افعال‌ پيامبر است‌ كه‌ به‌طريقي‌ به‌ مسائل‌ حقوقي‌ مربوط‌ مي‌شوند و مي‌توان‌ ريشه‌ و شالودة‌ آنها را به‌ عنوان‌ يك‌ اصل‌ حقوقي‌در نظر گرفت‌.

سومين‌ منبع‌ حقوق‌اسلامي‌ كه‌ به‌ واسطة‌ خود كتاب‌ و سنت‌ حجيت‌ دارد، توافق‌ همة‌ علماي‌مسلمان‌ در يك‌ دورة‌ مشخص‌ زماني‌ است‌.

البته‌، اجماع‌ فقها به‌ دليل‌ اينكه‌ حقوق‌ در اسلام‌ بايد ريشة‌وحياني‌ داشته‌ باشد، منبع‌ ايجاد حق‌ نيست‌ و بلكه‌ به‌ مثابه‌ تفسيري‌ از حقوق‌ است‌ كه‌ در شرايطي‌مجوز اين‌ تفسير و حجيت‌ آن‌ داده‌ شده‌ است‌.

يكي‌ از منابع‌ حقوقي‌ كه‌ فقط‌ نزد اهل‌ سنت‌ معتبر است‌ و به‌ لحاظ‌ رتبه‌بندي‌ از سه‌ منبع‌ ذكر شدة‌قبلي‌ پايين‌تر قرار دارد، قياس‌ است‌.

قياس‌ عبارت‌ از مقايسة‌ يك‌ وضعيت‌ حقوقي‌ كه‌ برطبق‌ قرآن‌ ياسنت‌ حكم‌ آن‌ معلوم‌ است‌ با مورد يا مواردي‌ است‌ كه‌ حكم‌ آنها مشخص‌ نيست‌.

البته‌ حكم‌ قياسي‌براساس‌ هدف‌ قانون‌ و باتوجه‌ به‌ قاعدة‌ يكسان‌ عمل‌ كردن‌ در موارد همسان‌ - هر چند در مواردي‌ممكن‌ است‌ ظاهر آنها هم‌ همسان‌ نباشد - به‌ دست‌ مي‌آيد.

2.

حقوق‌ استخراج‌ شده‌ از اين‌ منابع‌ ديني‌، حق‌ مذهبي‌ و شرعي‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ به‌ طور مستقيم‌براساس‌ ارادة‌الهي‌ و به‌ وسيلة‌ پيامبر به‌ انسانها ابلاغ‌ شده‌ به‌ وسيلة‌ تفقه‌ مشروع‌، از منابع‌ وحياني‌استخراج‌ شده‌ است‌.

اين‌ حقوق‌ نه‌ تنها حيات‌ ديني‌ مسلمانان‌ را در برمي‌گيرد، بلكه‌ همة‌ ابعاد زندگي‌دنيوي‌ آنان‌ را تا زماني‌ كه‌ مسلمانند و در قلمرو يك‌ حكومت‌اسلامي‌ زندگي‌ مي‌كنند، شامل‌ مي‌شود؛اگر چه‌ به‌ لحاظ‌ تئوريك‌ (كلامي‌)، اين‌ حقوق‌ خصيصة‌ جهانشمولي‌ دارند.

در اين‌ نظام‌ همة‌ اعمال‌ وكردارهاي‌ اين‌ دنيا، با توجه‌ به‌ حساب‌ و كتاب‌ روز قيامت‌ و پاداش‌ و كيفر جهان‌ آخرت‌ معنا پيدامي‌كند.

حقوق‌اسلامي‌ به‌ عنوان‌ حقوقي‌ ديني‌، جزئي‌ از ايمان‌ هر فرد محسوب‌ مي‌شود و لذا نيازي‌ به‌تأييد كامل‌ عقل‌ ندارد.

اما شايد اين‌ برداشت‌ ما غربي‌ها از اين‌ حقوق‌ باشد، چرا كه‌ حقوقدانان‌اسلامي‌در طي‌ قرنها تلاش‌ علمي‌ توانسته‌اند به‌ انبوه‌ اطلاعات‌ حقوقي‌ نقل‌ شده‌، ارتباطي‌ دروني‌ ببخشند؛ به‌طوري‌ كه‌ امكان‌ سير تحقيقي‌ براي‌ پژوهشگران‌ اين‌ علم‌ فراهم‌ شده‌ است‌.

اما حقوق‌اسلامي‌، حقوقي‌نيست‌ كه‌ به‌ صورت‌ نظاموار امروزي‌ پردازش‌ شده‌ باشد و منطقاً براي‌ غربي‌ها قابل‌ تبيين‌ باشد.

براي‌مثال‌، يكي‌ از خصوصيات‌ حقوق‌اسلامي‌ كه‌ براي‌ ما ناآشنا مي‌نمايد، دسته‌بندي‌ مصالح‌ حقوقي‌ درپنج‌ قسم‌ است‌ كه‌ به‌ ترتيب‌ عبارتند از: حفظ‌ دين‌ كه‌ از آن‌ به‌ مثابه‌ امنيت‌ براي‌ جامعة‌ مسلمانان‌تعبير مي‌شود، حفظ‌ زندگي‌ و سلامت‌ تن‌، حفظ‌ روح‌ و روان‌ به‌ مفهوم‌ سلامت‌ روحي‌ و رواني‌ انسان‌،حفظ‌ نسل‌ و حفظ‌ داراييهاي‌ مادي‌ افراد كه‌ همة‌ اينها بدون‌ واسطه‌، مربوط‌ به‌ نظام‌ ارزشي‌ جامعة‌اسلامي‌ است‌.

3.

حقوق‌جزاي‌ غربي‌ در جهت‌ عكس‌ است‌؛ نه‌ برپاية‌ وحي‌ الهي‌ است‌، و نه‌ اصلاً حقوقي‌ مذهبي‌شمرده‌ مي‌شود، بلكه‌ فقط‌ و فقط‌ متعلق‌ به‌ اين‌ دنياست‌.

در جهان‌ مسيحيت‌ غربي‌ هم‌ ديدگاه‌ مذهبي‌موجب‌ شد كه‌ حقوق‌ عرفي‌ و نهادهاي‌ آن‌ در طول‌ صدها سال‌، به‌ انجيل‌ به‌ عنوان‌ منبع‌ حقوق‌ بنگرند؛بويژه‌ در محاكمة‌ جادوگران‌ كه‌ تا قرن‌ هيجدهم‌ همة‌ اروپا را مانند يك‌ بيماري‌ رواني‌ جمعي‌ تيره‌ و تاركرده‌ بود، كليسا نقش‌ بسيار مهمي‌ داشت‌.

طبقه‌بندي‌ و تقسيم‌بندي‌ قانوني‌ اعمال‌ مجرمانه‌ حتي‌ تاقرن‌ هفدهم‌، براساس‌ «ده‌ فرمان‌» بود.

نهايتاً، اين‌ تأثير عصر روشنگري‌ بود كه‌ طي‌ آن‌ غربي‌هاآموختند كه‌ انجيل‌ از آنجا كه‌ مطالبي‌ از قوانين‌ و قواعد اخلاقي‌ و رفتاري‌ دوران‌ كهن‌ بشري‌ را دربردارد، كتابي‌ تاريخي‌ است‌.

و لذا، بايد حقوق‌ و دين‌ را كاملاً از هم‌ مجزا دانست‌.

هر چند حقوق‌جزاي‌ مدرن‌ برپاية‌ نظام‌ سنتي‌ نيست‌ و در اوامر و نواهي‌ خويش‌ هويتي‌ مستقل‌دارد، اما پيوند با نظام‌ سنتي‌ حتي‌ براي‌ حقوق‌جزاي‌ مدرن‌ نيز مهم‌ است‌؛ زيرا پذيرش‌ اجتماعي‌ يك‌قانون‌ و اجراي‌ آن‌، نيازمند پيشينة‌ سنتي‌ - اخلاقي‌ است‌.

براي‌ مثال‌، باور و اعتقاد به‌ مجرمانه‌ بودن‌عملي‌ كه‌ به‌ لحاظ‌ قانوني‌ جرم‌ شناخته‌ شده‌ است‌، بدون‌ اينكه‌ در تعريف‌ اين‌ عمل‌ به‌ عنوان‌ جرم‌،ذهنيتهاي‌ اساسي‌ سنتي‌ حاكم‌ برجامعه‌ در نظر گرفته‌ شود، غيرقابل‌ تصور است‌.

به‌ هر حال‌، حقوق‌جزاي‌ مدرن‌ ماهيتي‌ مستقل‌ دارد، برپايه‌ منطقي‌ خاص‌ استوار است‌، در قالب‌قوانين‌ و قواعد مدون‌ شده‌ از سوي‌ همين‌ انسانهاي‌ زميني‌ شكل‌ گرفته‌ است‌، به‌ هيچ‌ وجه‌ همة‌ ابعادزندگي‌ را در برنمي‌گيرد، و بلكه‌ به‌ عنوان‌ آخرين‌ حربه‌، هدف‌ آن‌ پا برجا نگاهداشتن‌ نظام‌ ظاهري‌زندگي‌ دنيوي‌ است‌.

حقوق‌ جزاي‌ جديد به‌ عنوان‌ ابزاري‌ براي‌ كنترل‌ اجتماعي‌، در برابر رواج‌ دوبارة‌مجازاتهاي‌ كهن‌ و از جمله‌ حكم‌ اعدام‌، مقاومت‌ مي‌كند.

در هر صورت‌ اين‌ قوانين‌ به‌ شكل‌ فعلي‌ خوداين‌ جهاني‌، هدفمند و قابل‌ تغييرند، اعتبار اجتماعي‌ دارند، و اساس‌ آزادي‌ و امنيت‌ در يك‌ جامعة‌پلوراليستي‌ شمرده‌ مي‌شوند.
__________________


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۴۰ توسط:سئو چت روم موضوع:

تشابه ها وتفاوتهاي حقوق جزاي اسلامي و جزاي غربي(1) دامنه قلمرو:

به‌ طور كلي‌، عمر مطالعات‌ تطبيقي‌ در حوزة‌ نظامهاي‌ جزايي‌، از دو قرن‌ تجاوز نمي‌كند.آنچه‌ تا همين‌ دهه‌هاي‌ اخير در غرب‌ دربارة‌ حقوق‌اسلامي‌، به‌ عنوان‌ يكي‌ از نظامهاي‌ حقوقي‌دنيا وجود داشته‌، بررسيهاي‌ مقايسه‌اي‌ در حوزة‌ حقوق‌ مدني‌ اسلام‌ بوده‌ است‌.

تنها در اين‌اواخر، براي‌ غربي‌ها شناخت‌ نظام‌ جزايي‌ اسلامي‌ اهميت‌ بسياري‌ يافته‌ است‌.

نويسنده اين‌ مقاله‌، كه‌ يكي‌ از صاحبنظران‌ برجستة‌ حقوق‌ جزاي‌ آلمان‌ و اروپاست‌، و سالهارياست‌ مؤسسة‌ مطالعات‌ حقوق‌ جزاي‌ خارجي‌ و بين‌المللي‌ آلمان‌ را برعهده‌ داشته‌، در اين‌نگاشته‌ كوشيده‌ است‌ خطوط‌ اصلي‌ تشابه‌ و تفاوت‌ دو نظام‌ حقوق‌ جزاي‌ اسلامي‌ و غربي‌ را نشان‌دهد.

به‌ نظر وي‌، حقوق‌ جزاي‌ اسلامي‌ و غربي‌ در بخش‌ مجازاتها خطوط‌ پيوندي‌ اندكي‌ دارند، امادر حوزة‌ تعزيرات‌ و نيز مباحث‌ مسئوليت‌ كيفري‌، نه‌ تنها اين‌ دو نظام‌ به‌ هم‌ نزديك‌ مي‌شوند بلكه‌امكان‌ همساني‌ آنها نيز وجود دارد.

نويسنده‌ در پايان‌ نتيجه‌ مي‌گيرد كه‌ حقوق‌ جزاي‌ سنتي‌ اسلامي‌، به‌ يك‌ دورة‌ تاريخي‌ تعلق‌دارد و تا زماني‌ كه‌ مسلمانان‌ به‌ سنتهاي‌ خود ايمان‌ دارند، بايد حضور اين‌ نظام‌ را جدي‌ گرفت‌.

تعزيرات‌

امروزه‌ قلمرو حقوق‌ جزاي‌ تطبيقي‌، از حوزة‌ سنتي‌ نظام‌ حقوقي‌ اروپاي‌ غربي‌ و آمريكاي‌ شمالي‌فراتر رفته‌ است‌.

حقوق‌ جزاي‌ اسلامي‌، يكي‌ از اين‌ حوزه‌هاي‌ جديد مورد توجه‌ است‌.

هم‌ اينك‌حقوقدانان‌ بسياري‌ كم‌كم‌ در مغرب‌زمين‌ مي‌كوشند نظري‌ به‌ فرهنگهاي‌ حقوقي‌ ديگر از جمله‌حقوق‌اسلامي‌ نيز داشته‌ باشند.

در سيزدهمين‌ اجلاس‌ انجمن‌ بين‌المللي‌ حقوق‌جزا «aidp» كه‌ ازاول‌ تا هفتم‌ اكتبر 1984م‌ در قاهره‌ برگزار شد، حقوق‌جزاي‌ اسلامي‌ و نسبت‌ آن‌ با حقوق‌جزاي‌ غربي‌محور اصلي‌ همة‌ سخنرانيها بود.

در واقع‌، اين‌ عده‌ از حقوقدانان‌ جزايي‌ دنيا به‌ ابتكار انجمن‌، در يكي‌از مراكز تمدن‌ اسلامي‌ جمع‌ شده‌ بودند تاضمن‌ آشنايي‌ با مفاهيم‌ اصلي‌ حقوق‌جزاي‌ اسلامي‌، كمكي‌به‌ حضور جهاني‌ اين‌ نظام‌ جزايي‌ كرده‌ باشند.

موضوع‌ كنفرانس‌ به‌ وسيلة‌ پروفسور نجيب‌ حسني‌،رئيس‌ پيشين‌ دانشكدة‌ حقوق‌ دانشگاه‌ قاهره‌، در جلسة‌ افتتاحيه‌ تشريح‌ شد.

سپس‌ پروفسورعبدالمفتاح‌ الشيخ‌، رئيس‌ دانشكدة‌ حقوق‌ دانشگاه‌ الأزهر، به‌ عنوان‌ طرف‌ مسلمانان‌ در ميزگردهامباحث‌ را پي‌گرفت‌.

البته‌، «aidp» در سال‌ 1979م‌ در راستاي‌ وظيفة‌ جهاني‌ خود، گام‌ ديگري‌ درهمين‌ جهت‌ برداشت‌ و با همكاري‌ سازمانهاي‌ عربي‌ دفاع‌ اجتماعي‌ در برابر جرايم‌، كنفرانسي‌ دربارة‌«آيين‌ دادرسي‌ كيفري‌ اسلام‌» در مؤسسة‌ خود واقع‌ در سيراكوز ايتاليا بر پا كرد.

در اين‌ كنفرانس‌،شخصيتهاي‌ برجستة‌ علمي‌ از كشورهاي‌ عربي‌ به‌ اتفاق‌ آمريكايي‌ها و اروپاييان‌، اصول‌ اولية‌حقوق‌جزاي‌ اسلامي‌ و شيوة‌ دادرسي‌ آن‌ را به‌ بحث‌ گذاشتند.

دامنة‌ اعتبار حقوق‌جزاي‌ اسلامي‌

حقوق‌ جزاي‌ اسلام‌ در نظام‌ قضايي‌ اكثر كشورهاي‌اسلامي‌، مستقلاً اعتباري‌ ندارد، ولي‌ درجنب‌حقوق‌ عرفي‌ در دانشگاهها تدريس‌ مي‌شود و به‌ عنوان‌ نظمي‌ اخلاقي‌ و همچنين‌ به‌ مثابه‌ قدرتي‌ كه‌در مقاطع‌ دشوار سياسي‌ بتواند راه‌ حل‌هاي‌ حقوقي‌ مناسب‌ ارائه‌ دهد، داراي‌ اهميت‌ زيادي‌ است‌.

اماچنين‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ در پاره‌اي‌ كشورها مثل‌ مصر، امكان‌ اجراي‌ حقوق‌ جزاي‌ اسلامي‌ كمتر وجودداشته‌ است‌.

در مصر كميسيوني‌ پارلماني‌ در سالهاي‌ آخر دهة‌ هفتاد تشكيل‌ شد.

هر چند هدف‌ اين‌كميسيون‌ آن‌ بود كه‌ قوانين‌ مصر را از جهت‌ مطابقت‌ آنها با شرع‌ بررسي‌ كند، اما اين‌ كميسيون‌هيچگاه‌ گزارش‌ كار خود را اعلام‌ نكرد و تنها به‌ اشاراتي‌ اكتفا نمود.

گرايش‌ به‌ اسلامي‌سازي‌، هم‌ اينك‌در ميان‌ جوانان‌ مصري‌ شايع‌ است‌.

با اين‌ وجود، حكومت‌ مصر همچنان‌ برقانون‌ مدون‌ جزايي‌ منطبق‌برالگوي‌ غربي‌ - كه‌ در سال‌ 1937م‌ از حقوق‌ فرانسه‌ اقتباس‌ كرده‌ - تكيه‌زده‌ است‌.

در بخشهاي‌ اين‌قانون‌، هيچ‌گونه‌ همساني‌ با جزاي‌ بسيار خشن‌ اسلامي‌ ديده‌ نمي‌شود.

حتي‌ قلمرو كاربرد مجازات‌مرگ‌ هم‌ محدود به‌ جرايم‌ بسيار مهم‌ شده‌ است‌.

اصل‌ دوم‌ قانون‌ اساسي‌ مصر پس‌ از اصلاحية‌ سال‌1980م‌، شريعت‌ اسلامي‌ را منبع‌ اصلي‌ قانونگذاري‌ ذكر مي‌كند.

اما با وجود اين‌، هنوز در حوزة‌ حقوق‌جزا، اصل‌ مذكور اجرا نشده‌ است‌.

همچنين‌، اصل‌ يكم‌ قانون‌ اساسي‌ كه‌ اسلام‌ را مذهب‌ رسمي‌ كشورمعرفي‌ مي‌كند، مانع‌ از به‌ رسميت‌ شناختن‌ آزادي‌ مذاهب‌ و اديان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ حق‌ اساسي‌ - مندرج‌در «اصل‌ 46»- نيست‌.

براي‌ مثال‌، بيش‌ از سه‌ ميليون‌ مسيحي‌ مصري‌ به‌ عنوان‌ يك‌ اقليت‌ مذهبي‌،هويت‌ غير قابل‌ انكاري‌ در اين‌ جامعه‌ دارند.

به‌ نظر مي‌رسد اين‌ واقعيتها در آيندة‌ نزديك‌ نيز تغييري‌نكند، زيرا دولت‌ در برابر فشار اصولگرايان‌اسلامي‌ بشدت‌ مقاومت‌ مي‌كند و مي‌خواهد به‌ دلايل‌اقتصادي‌، دروازه‌هاي‌ كشور بر روي‌ تأثيرات‌ غرب‌ باز باقي‌ بماند.

درحال‌ حاضر فقط‌ در يكي‌ از كشورهاي‌اسلامي‌ و آن‌ هم‌ به‌ دليل‌ فقدان‌ قانون‌ جزاي‌ مدون‌، صرفاًاحكام‌ جزايي‌ شرعي‌ اجرا مي‌شود.

اين‌ كشور، عربستان‌ سعودي‌ است‌.

در بعضي‌ ديگر از كشورها دركنار قوانين‌ جزايي‌ عرفي‌، در جرايم‌ بسيار مهمي‌ با ريشة‌ قرآني‌ همچون‌: زنا، قذف‌، سرقت‌، شرب‌ خمرو محاربه‌، احكام‌ قديم‌ اسلام‌ باكيفرهاي‌ شديد و سنتي‌اش‌ - مانند: شلاق‌ و قطع‌ - اجرا مي‌شود.

براي‌مثال‌، مي‌توان‌ از عمان‌، ابوظبي‌، پاكستان‌ از 1979م‌ و سودان‌ از سال‌ 1983م‌ نام‌ برد.

ليبي‌حقوق‌جزاي‌ اسلامي‌ را در اين‌ جرايم‌ به‌ شكل‌ قانون‌ مدون‌ در آورده‌؛ شبيه‌ كاري‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ در ايران‌صورت‌ پذيرفته‌ است‌.

اما به‌ طور كلي‌، بايد اذعان‌ كرد كه‌ حقوق‌ جزاي‌ اسلامي‌ در شكل‌ بسيارشديد آن‌، در كمتر كشوراسلامي‌ به‌ طور كامل‌ اجرا مي‌شود.

در كشورهاي‌ پيشگفته‌ نيز آنچه‌ كه‌ بسيارمعمول‌ است‌، حكم‌ شلاق‌ براي‌ زنا وشرب‌ خمر است‌، و در عربستان‌ نيز قطع‌ دست‌ به‌ خاطر سرقت‌رواج‌ دارد.

در عمان‌، ابوظبي‌ و سودان‌ اين‌ گونه‌ مجازاتها به‌ عنوان‌ ابزاري‌ آزمايشي‌ براي‌ ارعاب‌ استفاده‌مي‌شود.

امروزه‌ مجازات‌ تصليب‌ براي‌ جرم‌ محاربه‌، كمتر به‌ چشم‌ مي‌خورد، اما در عربستان‌ سعودي‌مجازات‌ سنگسار براي‌ زناي‌ محصنه‌ هنوز به‌ قوت‌ خود باقي‌ است‌.

قلمرو حقوق‌ ديني‌ به‌ نحوي‌ كه‌ در بردارندة‌ پديده‌هاي‌ ملموس‌ و مشخص‌ از نظم‌ اجتماعي‌ باشد وبه‌ عقايد عموم‌ مردم‌ برگردد، براي‌ دنياي‌ غرب‌ نيز ناآشنا نيست‌.

حقوق‌جزاي‌ نشئت‌ گرفته‌ از شريعت‌مسيحي‌ و حق‌ قضاوت‌ مقامات‌ روحاني‌ كليسا در قرن‌ دهم‌ تا دوازدهم‌ - براي‌ مثال‌ در آلمان‌قرون‌وسطي‌ - حتي‌ در امور دنيوي‌ اهميت‌ زيادي‌ پيدا كرده‌ بود.

روحانيان‌ نه‌ تنها مجاز بودند دربارة‌جرايم‌ عقيدتي‌ همچون‌: الحاد، كفر و انشقاق‌، در كليسا رسيدگي‌ كنند، بلكه‌ حتي‌ رسيدگي‌ به‌ جرايم‌سنگين‌ غيرعقيدتي‌ را نيز كه‌ رابطة‌ نزديكي‌ با تعاليم‌ مذهب‌ كليسا داشتند - مانند: قتل‌، زنا، تخلفات‌و جرايم‌ غيراخلاقي‌، دزدي‌، راهزني‌، رباخواري‌ و سوگند دروغ‌ - از حيطة‌ قدرت‌ حكومت‌ گرفتند وخود به‌ دست‌ آوردند.

كليسا در همين‌ دوران‌، مجازات‌ بزهكاريهايي‌ همچون‌: سلب‌ آرامش‌ از طريق‌اعمال‌ زور، خونخواهي‌ و انتقامجويي‌ را به‌ قصد كنترل‌ امنيت‌ به‌ دست‌ گرفت‌.

مشاركت‌ مستقيم‌ كليسادر رسيدگيهاي‌ قضايي‌ و در جرايم‌ عادي‌، تا دوران‌ حقوق‌ مشترك‌ و عصر روشنگري‌ ادامه‌ يافت‌.

ما به‌عنوان‌ عضوي‌ از دنياي‌ غرب‌ با توجه‌ به‌ تاريخ‌ مشابه‌ گذشته‌مان‌، وضعيت‌ كشورهاي‌ مشرق‌زمين‌ را كه‌در آنها براي‌ جرايم‌ معيني‌ همچنان‌ احكام‌ جزايي‌اسلامي‌ به‌ طور سنتي‌ وجود دارد، يا اينكه‌ احكام‌مزبور در قالب‌ قانون‌ جزايي‌ مدون‌ درآمده‌اند، درك‌ مي‌كنيم‌.

اين‌ درك‌ ريشه‌ در دوراني‌ دارد كه‌ جهان‌غرب‌ آن‌ را پشت‌سر گذاشته‌ است‌، و اكنون‌ هيچ‌ يك‌ از ما خواهان‌ بازگشت‌ به‌ آن‌ دوران‌ نيستيم‌. __________________
دل هاي پاك خطا نمي كنند سادگي مي كنند و امروز سادگي, پاك ترين خطاي دنياست

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۳۹ توسط:سئو چت روم موضوع:

نقش امر به معروف و نهي از منكر در سياست جنائي اسلام(4):

                              

                  با تــو جه به روايا ت فــو ق  حــــــــد و د ا مر به معـــر و ف و نهــي ا ز منكر

                           در سياست جنايي اسلام روشن مي شود از جمله اين كه :

      1.  امر به معروف و نهي ازمنكر به عنوان يك سياست راهبردي و استراتژيك در تربيت و مديريت سياسي – اجتماعي مطرح مي شود كه به كارگيري آن موجب پيشبرد اهداف و برنامه هاي سياسي، اجتماعي،  تربيتي و فرهنگي مكتب اسلام است.

      2.  پياده شدن اين اصل كليدي، زمينه و بستر مناسبي براي پياده شدن ساير نظام هاي اسلام از قبيل نظام تربيتي – اخلاقي، عقيدتي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي، حقوقي و ..... را فراهم مي آورد.

      3.  عمل به اين فرضيه، امنيت را براي جامعه در تمامي ابعاد آن به دنبال مي آورد. به عنوان مثال زنان و كودكان و افراد آسيب پذير و به طور كلي تمامي آحاد جامعه بدون هيچ گونه خطري در كمال امنيت و آزارها مي توانند در جامعه زندگي كنند و از تمامي مواهب و امكانات استفاده نمايند، بدون اين كه دچار بزه ديدگي شده و قرباني تجاوز و تعدي بزه كاران شوند.

      4.  پيشرفت اجتماعي و اقتصادي را براي جامعه به دنبال داشته و كسب و كار و فعاليت هاي مفيد اقتصادي در مجراي صحيح خود قرار مي گيرند و عمران و آبادي و رفاه جامعه را به ارمغان مي آورند.

       5.  ستمگران و مجرمين و دشمنان دين و ملت(دشمنان داخلي و خارجي و كليه ي جنايتكاران و تبهكاران) به مجازات اعمال خود مي رسند و از زورگويي و تجاوز آنان منانعت به عمل مي آيد.   

       6.  در يك جمله تمامي امور جامعه اصلاح مي شود و رشد و سعادت و فلاح و رستگاري در پي پياده شدن صحيح فرضيه  امر به معروف ونهي از منكر هويدا خواهد گشت. به عبارت ديگر زمينه براي تبه كاري، فساد جرم و جنايت باقي نمي ماند و اين يعني دستيابي به اهداف و آرمان هاي يك سياست جنايي ايده آل در همين راستا اميرالمومنين علي (ع) در رابطه با اهميت و نقش امر به معروف و نهي از منكر مي فرمايند: « تمامي كارهاي خوب و نيكو حتي جهاد در راه خدا در مقايسه با امر به معروف و نهي از منكر همانند آب دهان انداختن در درياي بيكران است.» نكته ي كلام امام اين است كه اقامه و احياء دين خدا و برپايي كليه ي فرائض و نظام ها و دستيابي به تمامي اهداف و آرمان هاي دين و تمامي اهداف سياست جنايي جامع و تمام و كمال،  در گروه عمل به اين فرضيه ي عظيم الهي است به گونه اي كه سلاح امر به معروف و نهي از منكر حتي از شمشير مجاهدان في سبيل الله برّنده تر است و از كارايي و كارآمدي بيشتري براي رسيدن به اهداف دين و سياست جنايي اسلام برخوردار است تا جايي كه پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند :« كسي كه عهده دار فرضيه ي امر به معروف و نهي از منكراست جانشين خدا در زمين و جانشين رسول و كتاب خدا است.» از كلام نوراني رسول خدا (ص) جايگاه اهميت و نقش كليدي فرضيه ي امر به معروف و نهي از منكر بر همگان آشكار مي شود و در رأس همه ي سياست ها و برنامه ريزي هاي سياسي، اجتماعي، تربيتي و فرهنگي قرار مي گيرد. با ريشه كن شدن منكرات زمينه براي ارتكاب جرايم عليه زنان و مردان جامعه به حداقل خود مي رسد و امنيت اجتماعي برقرار مي شود و تمامي احكام و دستورات دين ضمانت اجراي خود را پيدا مي كنند .

           با توجه به آسيب پذيري انسان از جهت ارتكاب جرم، گناه و امكان كژروي و انحراف وي از هنجارها و ارزش هاي فطري و ديني در بعد اخلاقي واجتماعي و با توجه به آسيب شناسي دقيق مكتب قرآن و عترت از نقاط ضعف انسان، سياست جنايي اسلام با نگاه انسان شناسانه و جرم شناسانه  دقيق خود براي مقابله با ارتكاب جرم و گناه از ناحيه ي انسان آگاه و آزاد ولي در عين حال آسيب پذير فرضيه  امر به معروف و نهي از منكر را به عنوان يك تدبير راهبردي براي بسط و گسترش و نيز حفاظت از اصول اساسي واهداف و مقاصد شريعت و نظام هاي گوناگون آن در نظر گرفته و با اين سياست د وهدف مشخص را به دنبال مي كند:

       نخست: پيشگيري از ارتكاب جرم و جنايت و فسق و فجور در سطح جامعه از طريق عملي نمودن فرضيه ي همگاني امر به معروف و نهي از منكر با روش هاي كاربردي مفيد و كارآمد و در خود شأن و منزلت ارزش هاي والاي انساني

       دوم : اصلاح و درمان بزه كاران در مرحله ي پس از ارتكاب بزه از طريق ارشاد، هدايت و تربيت از راه امر به معروف و نهي از منكر و از طريق باز سازي اخلاقي و رواني بزه كاران و بازگرداندان آن ها آموزش جامعه و سازگار نمودن وي با مقررات  و هنجارهاي ديني و مذهبي.

                                                                                 نوشته : علي اشرف طهماسبي نيك

                      3   3   3     3



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۳۸ توسط:سئو چت روم موضوع:

نقش امر به معروف و نهي از منكر در سياست جنائي اسلام(3):

 

              

       3 – حكم عقل : عقل سليم نيز حكم مي كند كه اگر در كشتي جامعه هر كس به دلخواه خود خرابي به بار مي آورد و حفره اي ايجاد كند، اين كيان جامعه و كليت پيكر اجتماع است كه آماج مخاطره قرار مي گيرد، چرا كه در روابط اجتماعي هيچ فسادي در يك نقطه محبوس نمي شود و بال مي گستراند و تكثير مي شود. هر جامعه اي از دو اقليت و يك اكثريت تشكيل مي شود. يك اقليت كه صالح هستند و مصلح مي شوند كه اينان كليد نجات و رستگاري خود و جامعه هستند.

اقليت ديگري هستند كه زود گند مي گيرند و فاسد مي شوند و به سرعت فساد را در جامعه منتشر نموده و جامعه اي را به گند مي كشانند و تخم گناه، جرم، جنايت، فساد و تبه كاري را همه جا پراكنده مي كنند و جامعه را به سرعت به سمت فساد سوق مي دهند ، هر كدام از اين دو اكثريت زمام امور جامعه را به دست گيرند و بر مقدّرات مردم مسلط شوند، جامعه را به همان سمت مي كشانند و به حكم عقل سليم اگر افراد نسبت به سرنوشت خود و جامعه بي تفاوت باشند و امر به معروف و نهي از منكر را كه تجلي و تجسم مسئوليت پذيري، عهده داري و دلسوزي براي جامعه است كنار بگذارند، ديگر طبيعي است كه اشرار بر جامعه مسلط شوند و تبه كاري رونق پيدا كند.

      4 – اجماع :  همه ي علماي امت نيز بر اين نظر اتفاق دارند كه فرضيه ي امر به معروف و نهي از منكر، يك واجب الهي است كه نبايد ترك شود، هر چند در عيني بودن و يا كفائي بودن آن اختلاف كرده اند.

نقش نهاد امر به معروف و نهي از منكر در پيشگيري از جرايم و كژروي ها و انحرافات اجتماعي در حديثي از امام باقر (ع) چنين آمده است :« امر به معروف و نهي از منكر راه انبياء و طريقه و شيوه ي خوبان است. واجبي بزرگ است كه در پرتو آن ساير احكام و واجبات الهي برپا مي شوند و راه ها امن مي شود و تجارب و كسب و كار مردم حلال كشته، هر نوع ظلم و ستم رخت بر بسته و زمين رو به آباداني و عمران گذاشته و از دشمنان دين انتقام گرفته مي شود و تمامي كارها و امور جامعه رو به بهبودي و اصلاح مي رود.»

             

 

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۳۷ توسط:سئو چت روم موضوع:

نقش امر به معروف و نهي از منكر در سياست جنائي اسلام(2):

                     

ادله امر به معروف و نهي از منكر

ادله  اربعه كه منابع فقه اسلامي به شمار مي آيند، هر يك به سهم خود به ضرورت و وجوب اصل امر به معروف و نهي از منكر دلالت دارند. اين ادله ي چهار گانه عبارتند از :

1. كتا ب : آيات متعددي از قرآن به گونه اي صريح و روشن بر اين واجب الهي تصريح دارند از جمله :

الف) آيه ي شماره ي 71 سوره ي توبه :« مردان وزنان با ايمان يار و ياور يكديگرند. امربه معروف ونهي از منكر مي كنند و نماز را بر پا مي دارند و زكات مي دهند و خدا و رسولش را فرمانبرداري مي نمايند. هم ايشان به زودي مشمول رحمت الهي مي شوند . همانا كه خداوند توانا و حكيم است.»

       

السلام عليك يا اباصالاح المهدي (عج)

 و در اين آيه فر يضه  امر به معروف و نهي از منكر در كنار اقامه  صلاة و پيوند با خدا و ايفاء زكات يعني زكات مادي و معنوي و در نهايت تسليم و فرمانبرداري از اوامر رسول قرار گرفته، يعني اين همه احكام در چارچوب ترسيمي از ناحيه ي رسول خدا و برنامه ي ارائه شده از سوي او قرار مي گيرد. چرا كه تمامي اعمال در دل يك طرح منسجم و هدفمند جايگاه و كارآمدي خود را پيدا مي كند و از هرج و مرج و سردرگمي نجات پيدا مي كنند. رحمت و محبت الهي نيز شامل اين كسان خواهد شد.

ب ) آيه ي 104 سوره ي مباركه ي آل عمران : « بايد از ميان شما ( آحاد جامعه اسلامي چه زنان و چه مردان) دعوت به خوبي ها و ارزش ها بنمايند و از زشتي ها و بدي ها ممانعت به عمل آورند، همانا ايشان رستگارانند.»

نكته  جالبي كه در اين آيه مطرح است خصلت گروهي و جمعي كساني است كه بايد مبادرت به ايفاي اين وظيفه بنمايند آن هم به صورت جمعي هدفدار و داراي طرح و پرونده . ايشان همان امت، يعني جامعه اي هستند كه داراي اهداف مشترك هستند و به عنوان امت الگو مطرح هستند.

ج ) آيه ي 110 سوره  مباركه آل عمران : « شما بهترين امتي بوديد كه به نفع انسان ها و به خاطر آن ها ( ازميان امت هاي ديگر) بيرون كشيده شديد ، كه امر به معروف و نهي از منكر مي نماييد و به خدا عشق مي ورزيد ..... »

اين آيه انجام رسالت خطير پياده نمودن امربه معروف و نهي از منكر را براي امت مجري آن، نشانه ي شايستگي ويژه ي و الگو بودن و برتري آن ها را مي شناسد و بهترين و محبوب ترين كار در نزد پروردگار را همين عمل مي داند. چنين امتي پيشروان و هدايت گران راه رشد و سعادت انسان ها هستند كه ديگران را از ضلالت، فساد و تبه كاري بر حذر مي دارند.

2 – سنت : در متون روايي نيز به خصوص فراواني برخورد مي كنيم كه احكام مختلف اصل امر به معروف و نهي از منكر را بيان داشته اند كه از اين جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:

         الف ) امام علي (ع) مي فرمايد: « خداوند  ايمان را به منظور تطهير و پاكسازي (انسان ها) از هر نوع شرك واجب نموده .... و امر به معروف ( كارهاي پسنديده و داراي مصلحت) را به خاطر اصلاح توده ي مردم و نهي از منكر را (كارهاي زشت و ناپسند كه داراي مفسده براي فرد و جامعه هستند مانند انواع جرايم و جنايات و گناهان) به منظور بازداشتن افراد جامعه از سفاهت و بي خردي واجب نموده است.»

در اين كلام كاركرد و نقش عملي امر به معروف و نهي از منكر و هدف از آن بيان شده است. هدف اين فرضيه ي اجتماعي، پاسداري و حفاظت و گسترش ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي و واجبات و تكاليف الهي است كه جملگي در بردارنده ي سعادت و مصلحت فرد و جامعه هستند. عمل به اين فرضيه از ناحيه ي مكلفين واجد شرايط يعني كساني كه معروف و منكر و شرايط افراد و اوضاع و احوال خارجي را مي شناسند . سبب مي شود كه افراد كم خرد و هوسران موجبات سبط و گسترش فساد، گناه، جرم و جنايت در سطح اجتماع را فراهم نياورند.

        ب ) امام علي (ع) در كلام ديگري مي فرمايند:« امر به معروف و نهي از منكر را ترك نكنيد كه بدترين و شرورترين افراد جامعه زمام امور شما را به دست خواهند گرفت و آن وقت هر چه قدر دعا كنيد مستجاب نخواهد شد.»

پر واضح است هنگامي كه افراد شايسته و صالح از مصادر امور و اداره ي جامعه كنار گذاشته شدند و جاي خود را به افراد خطرناك و شرور و فاسد دارند. همين امر كليه گسترش ظلم و ستم و جرم و جنايت و تجاوز و عدوان در سطح جامعه خواهد شد و ديگر زمينه اي براي اجراي سياست جنايي اسلام در كنترل بزهكاري باقي نخواهد ماند.

در همين راستا امام صادق (ع) مي فرمايند: « واي به احوال مردمي كه با كنار گذاشتن و ترك امر به معروف و نهي از منكر تن به دين خدا نمي دهند..»

مي دانيم كه «ويل» كلمه عذاب است. بنابراين امام در اين سخن قومي را كه تارك فرضيه ي امر به معروف و نهي از منكر شده اند، مستحق عذاب الهي مي داند. امام صادق (ع) در جاي ديگري مي فرمايند: « خداوند دشمن مي دارد مومن ناتواني را كه دين ندارد از حضرت سوال شد كه اين شخص بي دين چه كسي است فرمود : « كسي از منكر نهي نمي كند»

امام باقر (ع) مي فرمايند :« امر به معروف و نهي از منكر فرضيه اي است كه به واسطه ي آن ديگر فرايض و واجبات الهي بر پا داشته مي شوند.»

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۳۶ توسط:سئو چت روم موضوع:

نقش امر به معروف و نهي از منكر در سياست جنائي اسلام(1):

 

           


در مكتب اسلام، افراد به گونه اي تربيت مي شوند كه بر اساس تعليم وآموزش جهان بيني جامع ديني اسلام آوردند و درك صحيح از معارف اسلامي، ايمان و عشق و گرايش نسبت به اهداف و آرمان هاي ديني در آن ها شكل مي گيرد

 در مكتب اسلام، افراد به گونه اي تربيت مي شوند كه بر اساس تعليم وآموزش جهان بيني جامع ديني پس از اسلام آوردن و درك صحيح از معارف اسلامي، ايمان و عشق و گرايش نسبت به اهداف و آرمان هاي ديني در آن ها شكل مي گيرد و در نهايت در مرحله ي تقوي و حدّ عملي دين، بار سنگين رسالت و مسئوليت همگاني بر دوش تمامي افراد جامعه ي اسلامي گذاشته مي شود، به گونه اي كه همگي در مقابل يكديگر صاحب حق و تكليف مي شوند و سرنوشت فرد و جامعه در اين نظام اجتماعي به هم گره مي خورد و مصالح و مفاسد آن ها به هم پيوسته مي شود. فرضيه ي مهم و همگاني امر به معروف و نهي از منكر در چنين زمينه اي مطرح مي شود و متكي بر مباني ويژه اي است و اهداف مشخصي را هم دنبال مي كند و در هر شرايطي با توجه به بيّنات، كتاب و ميزان اين اصل در كار اصلاح زنان و مردان و كليه ي آحاد جامعه، نقش موثري ايفا نموده و از كارآمدي ويژه اي هم برخوردار است. مبناي اين فرضيه مي تواند بينش، بصيرت و عشق به اين حقيقت باشد كه سرنوشت انسان ها در جامعه به هم گره خورده است و هر كس به اندازه ي استعداد، امكانات و توانايي هاي خود در مقابل ساير افراد جامعه مسئوليت و تعهد دارد و نمي تواند نسبت به مصالح و مفاسد هم نوعان خود بي تفاوت باشد. از طرف ديگر فرد با اين كار، نعمت ها و امكانات خداداي را در راه صحيح مصرف نموده و از هرز رفتن آنها جلوگيري مي نمايد. هدف از اجراي اين اصل الهي مي تواند تحقق خير و صلاح و نظم و عدالت و رفاه و امنيت در جامعه باشد و از ظلم و فساد وهرج و مرج و بي نظمي و جرم و جنايت و درهم ريختن روابط سالم ونظام هاي صالح اجتماعي جلوگيري نمايد.

ضمن آنكه در سايه ي اجراي اين اصل، رشد و فلاح و رستگاري افراد جامعه مي تواند تا حد امكان تأمين شود. پياده شدن اصل همگاني امربه معروف و نهي از منكر به صورت خودجوش و با مشاركت نهادهاي مردمي و ملي، بزهكاري و انحرافات فردي واجتماعي را به حداقل ممكن مي رساند. شايد هيچ نهاد و تدبير ديگري تا اين اندازه در كنترل بزهكاري زنان و مردان جامعه تأثير گذار نباشد و اين از امتيازات و ويژگي هاي اختصاصي مكتب اسلام به شمار مي آيد.

به هر حال در اين مقاله سعي بر اين است كه آثار مثبت كاركرد اين نهاد در سياست جنايي اسلام و در كنترل بزهكاري افراد جامعه از جهات مختلف مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد و روش ها و مراحل پياده شدن اين اصل و خصوصيات كساني كه مبادرت به انجام اين تكليف الهي مي نمايند مورد بحث و بررسي قرار گيرد.

لازم به ذكر است اين مبحث مي تواند از منظر علم اخلاق، علم كلام، علم فقه و حقوق مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرد كه در اين تحقيق بيشتر نگاه فقهي و حقوقي مورد توجه قرار گرفته است.

 معناي لغوي و اصلاحي امر به معروف و نهي از منكر

الف : معناي لغوي – عبارت «امربه معروف و نهي از منكر» از چهار واژه تشكيل شده كه به شرح هر يك مي پردازيم.

1.  امر : براي واژه ي امر در كتب عربي دو معنا ذكر نموده اند: يكي كار و ديگري دستور و فرمان. جمع اولي (اگر به معناي كار) ، امور جمعي و جمع دومي ( امر به معناي دستور و فرمان) ، او امر است. گاهي امر از مقوله ي گفتار وسخن است كه در اين صورت به معناي فرمان و دستور به كار مي رود و گاهي امر فعل و عمل است كه در اين صورت به معناي كار و * است . در بحث امر به معروف و نهي از منكر، امر قولي مراد است كه همان دستور و فرمان باشد.

2.     نهي : نهي به ترك كاري را كردن، منع نمودن، جلوگيري به عمل آوردن از كاري معني شده است.

3.  معروف : در لغت نامه هاي فارسي معروف به معني شناخته شده و كار نيك و پسنديده آمده است ولي در لغت نامه هاي عربي گفته اند، معروف هر آن چيزي است كه عقل و شرع آن را نيك و خوب بداند و معروف اسم جامعي است كه هر چيزي كه موجب اطاعت خداوند و نزديك شدن به او و احسان به مردم مي شود را در بر مي گيرد..

4.  منكر : منكر در لغت فارسي به معناي كار زشت و ناپسنديده و ناشايست آمده است. در لغت عربي منكر هر آن چيزي است كه عقل و شرع آن را زشت و ناپسند شمرده و آن را تحريم نمايند.

ب : معناي اصطلاحي – با در نظر گرفتن تمامي تعاريف به عمل آمده از دو واژه ي معروف و منكر در شرع ، مي توان گفت كه معروف، يعني هنجارها و ارزش ها و فرائض و احكام و عقايد ناب و صحيح ديني كه از سرچشمه ي زلال وحي نشأت گرفته و مورد تأييد عقل سليم نيز هست و منكر هر نوع عقيده ي باطل و يا كار زشت و ناپسندي است كه عنوان گناه، جرم، جنايت، كج روي و انحراف را نيز مي توان بر آن اطلاق نمود و در شريعت از آن نهي شده است و براي آن مجازات و عقاب دنيوي و اخروي در نظر گرفته شده و حكم به تحريم آن شده و عقل سليم نيز با آن مخالفتي ندارد هر چند كه حكمت و فلسفه ي آن را نيز نداند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۳۶ توسط:سئو چت روم موضوع:

طبقه بندي جرايم بر حسب شدت و ضعف آنها (3):

 -[1] خزائلي ، محمد : احكام قرآن ، سازمان انتشارات جاويدان ، تهران ، 1360 ، ص 608

[2]  - دكترنوربها ،رضا : زمينه حقوق جزاي عمومي ، گنج دانش ، تهران ، 1382 ، ص 89

[3] -دكتر صانعي ، پرويز : حقوق جزاي عمومي ، چاپ هفتم ، گنج دانش ، تهران ، 1376 ، ص 338 به بعد

[4] - دكتر باهري ، محمد : حقوق جزاي عمومي ، چاپ دوم ، انتشارات مجد ، تهران ، 1384 ،ص 182 به بعد

[5] - استفاني ، گاستون و ... : حقوق جزاي عمومي ، ترجمه دكتر دادبان ، چاپ دوم ، دانشگاه علامه طباطبايي ، تهران ،  1383 ، ص 272 به بعد



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۳۴ توسط:سئو چت روم موضوع:

طبقه بندي جرايم بر حسب شدت و ضعف آنها (2):

                

 نسخ عناوين خلاف جنحه وجنايت توسط قانون مجازات اسلامي يااعتبارآن:   گفته شده تقسيم جرايم به قصاص ، حدود ، ديات و تعزيرات . عناوين خلاف و جنحه و جنايت را نسخ ننموده باشد ؛ زيرا تقسيم جرايم به خلاف ، جنحه و جنايت به اعتبار شدت و ضعف مجازات آنها بوده و تقسيم مجازات به قصاص ،حدود ، ديات و تعزيرات به اعتبار مجازاتها مي باشد كه در اين خصوص به قسمتي از نظريه مشورتي اداره حقوقي اشاره مي گردد :

((تقسيم جرايم به قصاص ، حدود ، ديات  و تعزيرات نافي و معارض تقسيم آنها به خلاف ، جنحه و جنايت نيست ؛ زيرا تقسيم اخير به اعتبار شدت و ضعف مجازات و بيشتر مربوط به تعزيرات مي باشد ؛ يعني مجازات هاي تعزيري حسب شدت و ضعف به خلاف ، جنحه و جنايت تقسيم مي شوند ؛ اما تقسيم به قصاص ، حدود ، ديات  و تعزيرات به اعتبار ديگري است و هيچ مانعي ندارد كه يك مقسم به اعتبارات مختلف تقسيم شود . بنابراين نمي توان گفت كه چون در قانون راجع به مجازات اسلامي جرايم به حدود ، قصاص ، ديات و تعزيرات تقسيم شده اند ، عناوين خلاف ، جنحه و جنايت منسوخ است.))

ولي به نظر مي رسد اين طبقه بندي در قانون مجازات اسلامي وجود ندارد زيرا اگر وجود داشت مي بايست مانند قانون سابق و اسبق ايران و فرانسه در موادي نوع جرايم مشخص مي شد تا آثار و فوايد آن نيز بر نظام حقوقي بار شود .

درمقررات جزايي اسلام ، ملاك طبقه بندي ، نوع كيفري است كه شرع مقرر فرموده است . بنابراين جرايم برحسب مجازات ها طبقه بندي مي شوند ؛كه چهارطبقه اند : جرايم مستحق قصاص ، حدود ، ديات و تعزيرات

ج ) در فرانسه

در ماده 1 - 111 مجموعه قوانين مجازات فرانسه آمده است : ((جرايم جزايي بر حسب شدت آنها به جنايت ، جنحه و خلاف طبقه بندي مي شوند)) . قانون مجازات سابق فرانسه جرايم را بر مبناي مجازاتشان به جنايت ، جنحه و خلاف تعريف مي كرد ؛ ولي قانون مجازات جديد مختصرتر شده چرا كه به عنوان مثال جرايم جنحه اي را مطرح كرده و سپس مجازاتهاي جنحه اي را هم بيان مي كند بدون اينكه ذكر كند كه اين مجازاتها شامل جنحه ها است ؛ ولي تقسيم بندي جرايم در هر دو قانون يكسان است .

توضيح :

به موجب قانون مجازات جديد بر اساس شدت مجازات ، نوع جرم (خلاف  ، جنحه و جنايت) مشخص  مي شود كه عبارتند از :

1 - اگر مجازات جرمي بدون حالت تكرار فقط جزاي نقدي تا ده هزار فرانك باشد ، از نوع خلاف است (در صورت تكرار به بيست هزار فرانك با تصريح آيين نامه افزايش مي يابد) .

2 - حبس حداكثر تا ده سال ، جزاي نقدي حداقل 25 هزار فرانك مجازات جرايم جنحه اي است (مثل سرقت ساده) .

3 - جرمي كه مجازات آن حبس جنايي عمومي يا جنايي سياسي دايم يا جنايي عمومي يا جنايي سياسي 15 ، 20 يا 30 سال دارد جنايت است (مانند قتل با سبق تصميم يا مسموم كردن)

اشكالات طبقه بندي جرايم :

اول - اشكالات نظري :

1 - غير منطقي بودن : به خاطر اينكه در اين تقسيم بندي از روي شدت مجازات ، شدت جرم معين مي شود و حال آنكه اصولاً از روي شدت جرم بايد مجازات تعيين گردد . اين اشكال وارد نيست زيرا مسلماً مقنن قبل از تعيين مجازات شدت جرم را در نظر گرفته و سپس با توجه به آن مجازات را مقرر داشته است .

2 - چگونه ميتوان توجيه كرد كه اختلاف مقدار كمي جزاي نقدي يا حبس نوع جرم را منقلب مي سازد. اين اعتراض هم درست نيست زيرا درهمه حد نصاب ها همينطوراست .[4]

3 - مصنوعي بودن طبقه بندي : زيرا جنايات را از جنحه ها جدا كرده و حال آنكه جنايات و اغلب جنحه ها جرايمي هستند كه قصد جزايي مرتكب در آنها مفروض است ؛ اين حالت وقتي براي جنحه به خاطر كيفيات مشدده مجازات جنايت تعيين مي شود بارزتر است (مثل سرقت حمل اسلحه) . به همين خاطر پيشنهاد شده به جاي اين طبقه بندي ، تقسيم بندي ديگري بر مبناي قصد جزايي مرتكب انجام شود و مطابق آن جرايم به عمدي و غيرعمدي تقسيم شوند (مكتب كلاسيك) .

اين تقسيم بندي شايد علمي تر ، صحيح تر و اصولي تر باشد ، ولي پاسخگوي تشكيلات قضايي نيست زيرا دادگاه جنايي براي رسيدگي به جنايات و دادگاه جنحه براي رسيدگي به جنحه ها ودادگاه خلاف براي رسيدگي به خلافهاپيش بيني شده است .

دوم - مشكلات اجرايي اين طبقه بندي :

1 - وقتي قاضي به هر دليلي (مثلاً كيفيات مخففه جرم) مجازاتي كمتر از مجازات قانوني را تعيين مي كند (مثلاً مجازات جنحه اي براي يك جنايت) ملاك تعيين نوع جرم مجازات قانوني است يا مجازات مقرر ؟ بنا بر رويه قضايي طبيعت جرم را مجازات قانوني تعيين مي كند نه مجازات مقرر بنابراين به عنوان مثال جنايتي كه مجازات جنحه براي آن تعيين شده جنايت باقي مي ماند و از همه جهات تابع قواعد جنايت است .

2 - گاهي اتفاق مي افتد كه حداقل و حداكثر مجازاتهاي يك جرم به دو نوع جرم در طبقه بندي جرايم تعلق دارد .

3 - گاهي اوقات جرمي كه مجازات جنحه اي دارد فرض سوء نيت يا تقصير نمي كند (مانند صيد يا شكار غير مجاز) ، در اين صورت آيا جرم خلاف است يا جنحه ؟ مدتي اينگونه جرايم طبقه جداگانه جنحه اي - خلافي بودند (از منظر مجازات جنحه و از ديد طبيعت خلاف) ولي امروزه مجازات ملاك است و اينگونه جرايم تابع قواعد جنحه است.

4 - اگر به معيار مجازات قابل اجرا توجه كنيم خلافهاي طبقه پنجم ، بدون شك خلاف هستند ولي از بعضي جهات (تعليق ، تكرار و غيره) تابع مقررات جنحه اي هستند ؛ به همين دليل بعضي پيشنهاد كرده اند كه جرايم خلافي دو دسته شوند .   

                            



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۳۳ توسط:سئو چت روم موضوع:

طبقه بندي جرايم بر حسب شدت و ضعف آنها (1)::

طبقه بندي جرايم بر حسب شدت و ضعف آنها :

الف ) پيشينه تاريخي

او ل - در ايران باستان  :  ، دراوستا جرم از جهت ضعف و شدت هفت مرحله دارد و اين مراحل عبارتنداز :

1 - اسلحه به دست گرفتن . 2 - زدن . 3 - مجروح كردن . 4- خون ريختن . 5 - استخوان شكستن . 6 و 7 - لطمه به عقل يا احساس وارد آوردن[1]

در ايران باستان تعريف مشخصي از جرم وجود نداشته است ، اما مي توان گفت انواع جرايم (بي آنكه طبقه بندي خاصي بتوان ارائه كرد) عبارت بوده از :

1- جرم عليه دين، مانند توهين به اشياءِ يا اماكن مقدس .

2- جرم عليه پادشاه ، مانند توهين يا سوءِ قصد به شخص شاه و يا حتي به مال او. نظر به اينكه همه چيز در شخص شاه خلاصه مي شده و دولت نيز در معني خاص خود وجود نداشته و شاه خود عين دولت بوده ، مي توان اينگونه جرايم را در يك رديف قرار داد.

3- جرم عليه خانواده پادشاه ، مانند توهين يا سوءِ قصد به هر يك از افراد خانواده شاهي.

4- جرم فرد ، عليه فرد ، مانند رابطه برقرار كردن با زن شوهردار ، گرفتن رشوه ، دزدي حيوانات يا ايراد ضرب  و جرح[2]

            دوم ) در ايران قبل ازانقلاب :

مهم ترين طبقه بندي در حقوق ايران بر اساس قانون سابق تقسيم جرايم به جنايت ، جنحه و خلاف است . ماده 7 قانون مجازات عمومي مصوب سال 1352 مقرر مي دارد كه ((جرم از حيث شدت و ضعف مجازات بر 3 نوع جنايت ، جنحه و خلاف است.)) (در قانون مجازات عمومي 1304 جنحه به دو قسم مهم و كوچك تقسيم شده بود ) .

قانونگذار جرايمي را كه متضمن خطر بيشتري براي جامعه باشند جنايت مي نامد و مجازات هاي سنگين تري براي آن مقرر مي كند و جرايمي را كه شدت كمتري دارند ، جنحه مي شمارد و مجازات خفيف تري براي آن در نظر گرفته است و سرانجام جرايمي كه حداقل صدمه و خطر را براي افراد فراهم مي آورند ، خلاف ناميده است كه مجازات سبكي دارند .

ضابطه و معيار تشخيص نوع جرايم ارتكابي نظر و تصميم قانونگذار است و بديهي است كه قانونگذار با توجه به ارزش و عقايد معتبر جامعه يا برداشتي كه نسبت به حمايت از مصالح متنوع حيات اجتماعي دارد ، اعمال نابهنجار را براساس شدت و خطر آنها به ترتيب به جنايت ، جنحه و خلاف تقسيم مي كند. در مواد قوانين جزايي نوع جرايم بيان نشده ؛ ولي براي هر عمل مجرمانه مجازاتي پيش بيني گرديده است كه با توجه به آن مي توان جرم ارتكابي را تشخيص داد[3] . مجازات انواع جرم در مواد 8 ، 9 و 12 قانون مجازات سال 1352 تعيين شده و مطابق ماده 118 آن مجازات هاي اصلي جنايت به قرار زير هستند : 

1 - اعدام        2 - حبس دايم

3 -  حبس جنايي درجه يك از 3 تا 15 سال
4- جبس جنايي درجه دو از 2 تا 10 سال مطابق ماده 9 همان قانون

 مجازات هاي اصلي جنحه به قرار زير مي باشند : 

1 - حبس جنحه اي از 61 روز تا 3 سال .

2- جزاي نقدي از 5 هزار و يك ريال به بالا .

و سرانجام برابر ماده 12 قانون مجازات سال 1352 ، مجازات خلاف ، جزاي نقدي از 200 ريال تا 5 هزار ريال است . 

از آنجا كه اعدام جزءِ مجازات هاي اصلي جنايت است ، بنابراين قتل عمد جنايت و مشمول مقرراتي مي باشد كه قانون در مورد اين نوع جرايم اجرا مي كند . 

                     



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۵۹:۳۲ توسط:سئو چت روم موضوع:

بک لینک خرید - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
بهترین سایت پیش بینی فوتبال
سایت betball90
انفجار آنلاین
جت بت ۹۰
betorward
وان ایکس بت
بکس بت
بت تایم 90 وی آی پی
بهترین سئو -
سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی
سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی
سایت شرط بندی
سایت بت بهترین سایت بازی انفجار جت بت سایت بت ۳۰۳ online casino
سایت شرط بندی ایل بت
سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت
پیش بینی ورزشی
sibbet90
سایت شرط بندی هات بت